فردابه مناسبت صدمین سالگرد شهادت ثقه الاسلام میرزا علی آقای تبریزی مراسمی در کتابخانه دانشگاه تهران برگزار می شود به پاس یاد وی شرح حال کوتاهی از وی در اینجا به نقل از سایت موسسه مطالعات معاصر درج می شود.

ميرزا علي آقا ثقه الاسلام، فرزند حاج ميرزاموسي ثقه الاسلام در سال 1277ق در تبريز ديده به جهان گشود، تحت نظر پدر به فراگيري علوم ديني پرداخت و براي ادامه تحصيلات ديني به عتبات عاليات عزيمت كرد. با كسب درجه اجتهاد پس از هشت سال در 1308ق به موطن خود بازگشت 1 و پنج سال در نزد پدر به دستياري وي مشغول بود.2 با فوت ميرزاموسي در رمضان 1319ق لقب و مستمري اش از سوي مظفرالدين شاه به ميرزاعلي آقا رسيد و رياست فرقه شيخيه را كه تا پيش از اين بر عهده پدر بود عهده دار شد. 3
ثقه الاسلام در تبريز با آثار طالبوف، مستشارالدوله و نشريات فارسي زبان كه در اسلامبول و كلكته منتشر مي شدند آشنا شد و به هواداران مشروطه خواهي پيوست و در زماني كه مشروطه خواهان تبريزي به تشويق كنسول انگليس، و در اعتراض به محمدعلي ميرزاي وليعهد در كنسولگري انگلستان تحصن كردند ثقه الاسلام از مخالفان اين تحصن بود و امور مربوط به متحصنين را در مسجد حل مي كرد. 4 پس از تشكيل انجمن ايالتي تبريز با انجمن در ارتباط تنگاتنگ بود و در عين حال بر آن انتقاد نيز داشت. در يكي از ديدارهاي خود به اعضاي انجمن گفت: « به عقيده من گرويدن شما به امورات جزئيه اسباب تعطيل امور شما است و اين مردم وقتي انجمن را شناختند متصل دسته دسته رو به انجمن خواهند گذاشت و شما را از كار باز خواهند داشت، به عقيده من نبايد رسيدگي بر امورات جزئيه كنيد.» 5
انجمن تبريز به اندرزهاي ثقه الاسلام گوش فرانداد و در پي كسب قدرت در امور بسياري مداخله مي كرد. اقتدار اين انجمن روز به روز در حال افزايش بود و در بسياري از موارد ثقه الاسلام با سياستهاي آن همراه نبود و با آنان درگير مي شد. در نامه اي از وي به اين موضوع مي توان پي برد: « در تبريز هنگامه غريبي است، حد مي زنند و تعزير مي كنند، قيامت است و آشوب در تمام ذرات عالم است... اعضاء انجمن از انجمن كناره گرفته است، عجالتاً مردم چند فرقه شده اند تا عاقبت چه شود تمام كارها معوق و حواس من پريشان...» 6
ثقه الاسلام در عين حال از مخالفان برهم خوردن انجمن بود و به اصلاح آن نظر داشت. در دوره حكومت مخبرالسلطنه بر آذربايجان بين حاكم و انجمن نقش ميانجي داشت و زماني كه علي رغم ميل انجمن عين الدوله به حكومت آذربايجان منصوب شد با وي ملاقات كرد و سعي كرد تا بين انجمن و حاكم جديد باب گفت وگو را باز كند كه موفق نشد، عين الدوله تبريز را ترك كرد و اختيار شهر به دست انجمن افتاد و شهر نيز در محاصره قواي دولتي؛ حتي راهي براي رساندن آذوقه به شهر باز نبود. حضور قواي اجنبي روس در نزديكي تبريز بر هراس ثقه الاسلام مي افزود و براي حل مسئله به باسمنج رفت تا با عين الدوله گفت وگو كند و براي شاه نيز تلگراف زد.
قرار بر آن شد تا عين الدوله به تبريز بازگردد، محاصره شهر برچيده شود اما نه انجمن تن به خواسته شاه كه حكومت عين الدوله بود مي داد و نه شاه حاضر به واگذاري حكومت به ديگري بود. اين اختلاف پاي قواي روس را به منظور حفظ جان اتباعشان در اين هنگامه در ربيع الثاني 1327 به تبريز باز كرد. با خلع محمدعلي شاه بار ديگر مخبرالسلطنه به حكومت آذربايجان منصوب شد و او كه به دنبال حمايت ثقه الاسلام بود از وي خواست تا با دموكراتها كه سياستي تند در پيش داشتند همراه شوند اما ثقه الاسلام از همكاري با دموكراتها سر باز زد و در نتيجه آنان نيز رجب سرابي را مامور ترور وي كردند كه به نتيجه نرسيد. 7
ثقه الاسلام با مكتوبات خود مراجع بزرگ را به عتبات عاليات در جريان تمام تحولات آذربايجان قرار مي داد و براي خروج قواي بيگانه روس از خاك آذربايجان تلاش بسيار مي كرد. روسها نيز با وي سر سازگاري نداشتند. در گيرودار حضور قواي روس، در جمادي الاخر 1328 به بهانه پناهندگي يكي از سالداتهاي روس، منزل ثقه الاسلام به محاصره قواي قزاق درآمد و خواهان تفتيش خانه اش شدند اما ثقه الاسلام اين اجازه را نداد و در نهايت با دست خالي از خانه وي بازگشتند. ثقه الاسلام شكايت به نيكلا امپراتور روس برد و كنسولگري روس مجبور به عذرخواهي از وي شد، 8 اما قشون روس قصد خروج از آذربايجان را نداشت و ثقه الاسلام به هر نوع كه مي توانست انزجار خود را از حضور قواي بيگانه اعلام مي كرد. او به همين منظور، در روزنامه محلي تبريز به مناسبت آغاز سال نو باستاني مقاله اي منتشر كرد و در آن با صراحت نوشت: « چون قشون بيگانه در خانه داريم لذا عيدي براي ما نخواهد بود و از مردم خواستار مي شود كه به ديد و بازديد نروند، شيريني نخورند... زيرا كه ملت عزادار است.» 9
در سال 1329 ماجراي داستان اولتيماتوم روسيه به ايران در مورد مورگان شوستر امريكايي، مستشار مالي پيش آمد كه خواهان اخراج او از ايران بودند. اين اولتيماتوم منجر به تعطيلي مجلس دوم و اخراج شوستر شد. در اين اوقات كفالت حكومت بر عهده ضياءالدوله بود و تبريز در محاصره شجاع الدوله و در شهر آذوقه نبود. مجاهدان مسلح و سالداتهاي روس در شهر فراوان و به دنبال بهانه براي درگيري روسها خواهان خلع سلاح مجاهدان بودند و به همين منظور به ضياءالدوله فشار مي آوردند تا اين دستور را صادر كند اما ضياءالدوله چندان تمايلي بر اين امر نداشت. درگيري بين اين قوا در شهر آغاز شد اميرحشمت نيساري كه رياست نظميه را برعهده داشت از ثقه الاسلام چاره جويي كرد و ثقه الاسلام كه هميشه به دنبال راهي براي گفت وگو بود اين دخالت مستقيم قواي اجنبي را تاب نياورد و خطاب به اميرحشمت گفت « عليكن بالدفاع يعني بر شما باد دفاع كردن. » 10
حال ديگر ميدان جنگ بود و مجاهدان در برابر قواي متخاصم روس بي هيچ حمايتي از تهران. در آغاز نيروهاي اميرحشمت بر روسها غلبه يافتند و جنگ به سختي در محلات تبريز جاري بود تا آنكه در نشستي كنسول روس و كنسول انگليس و فرانسه در مقابل ضياءالدوله و ثقه الاسلام به مذاكره نشستند. در اين مذاكره قرار بر اين شد كه مجاهدان و افراد اميرحشمت خلع سلاح و از شهر خارج شوند تا جنگ پايان يابد اما روسها خدعه كردند و نيروهاي تازه نفس خود را به شهر بي دفاع وارد كردند. ثقه الاسلام براي مذاكره با كنسول روس به كنسولگري رفت، شهر زير باران آتش بود. مذاكره با كنسول روس نتيجه اي نداشت و ثقه الاسلام از همه ياران و نيروهاي مجاهد خواست تا شهر را ترك كنند و چون از او پرسيدند « پس شما چه مي كنيد؟ پاسخ داد من كار خود را به خدا مي سپارم؛ افوض امري الي الله.» 11 او تنها در ميان دشمنان بيگانه به انتظار بود، شهر را قواي روس در اختيار داشتند، تا اينكه در روز تاسوعا، ثقه الاسلام از خانه خود خارج شده بود كه در ميان راه توسط صاحب منصبان روس دستگير شد و او را به بهانه آنكه در كنسولگري جلسه اي برپا است به كنسولگري بردند. كنسول روس در اين ديدار از او خواست تا استشهاد دهد كه قواي روس در اين بلوا سهمي نداشته و گناه بر گردن مجاهدان بوده است اما ثقه الاسلام از پذيرش اين تقاضا سرباز زد و براي آنكه مبادا از مُهرش استفاده شود مهر عقيق خود را زير پاي گذشت و شكست. 12 در اين ميان ميلر كنسول انگليس نيز حضور داشت و او نيز به اين كار اصرار داشت و مي خواست تا ثقه الاسلام حقانيت روسها را در اين نبرد تاييد كند اما باز هم جواب منفي شنيد. او براي راضي كردن ثقه الاسلام منشي ايراني كنسولگري را به مذاكره با ثقه الاسلام دعوت كرد منشي سفارت به ثقه الاسلام هشدار داد كه در صورت امضا نكردن اين گواهي اعدام خواهد شد. پاسخ شنيد: «ميرزا علي اكبرخان تو كه مسلمان و ايراني هستي چگونه مي خواهي من سندي امضاء كنم كه دشمنان اسلام را براي كشور خود مسلط سازم.» 13
هيچ راهي براي به راه آوردن ثقه الاسلام وجود نداشت. به او بسيار بي احترامي كردند و با اهانت بسيار او را به دادگاه باغ شمال بردند، در صبح عاشوراي 1330ق در دادگاهي كه قاضي آن روس بود محاكمه و به اعدام محكوم شد. ثقه الاسلام خطاب به ياران محكوم ديگرش گفت: «... براي حيات دنيا خود را در مقابل دشمن حقير و مخوف نشان ندهيد و هيچ وقت واقعه كربلا را فراموش نكنيد كه خانواده رسالت آن مصائب فوق طاقت را با چه متانت و بردباري استقبال نموده و به تمام شدايد متحمل شدند... اگر سرگذشت آل علي را در شب عاشورا درنظر گرفته باشيد آن وقت به اين اندازه مضطرب و متوحش نخواهيد شد. امشب شب عاشورا است، ما هم بايد در چنين شب به تمام شدايد و مضايق صبر و افتخار بكنيم كه اين همه شكنجه و آزار كه به ما مي رسد در راه حب وطن و در راه ملت اسلام است.» 14
سرانجام ثقه الاسلام به همراه هفت تن ديگر در عصر عاشورا در ميدان مشق به دست جلادان روس اعدام شد. او قبل از شهادت دو ركعت نماز به جا آورد و خطاب به شيخ سليم گفت: «چه سعادتي بالاتر از اينكه در اين ايام به فيض شهادت نايل مي شويم و همه با شهيدان كربلا محشور خواهيم شد.» 15
پی نوشت:
1- ابراهيم صفايي. رهبران مشروطه. تهران، جاويدان، 1346. ج 2، ص 275
2- مجموعه آثار قلمي ثقه الاسلام شهيد تبريزي. به كوشش: نصرت الله فتحي. تهران، انجمن آثار ملي، 1355. ص 8
3- ابراهيم صفايي، همان. ص 276
4- نصرالله فتحي، زندگينامه شهيد نيكنام ثقه الاسلام تبريزي. تهران، بنياد نيكوكاري نوريان، 1352. ص 107.
منابع:
کتاب پاسداران حریم عشق به فارسی در ده جلد منتشر گردید با این مشخصات:
مولف: حجت الحق آیت الله حاج شیخ علی سعادت پرور
تعداد مجلدات: ده جلد
ناشر و مجل نشر: تهران شرکت انتشارات احیای کتاب، سال 1388ش
توضیحات: در این کتاب شرح حال کوتاه از عارفان جهان اسلام درج و پس از آن حکایات و کلمات توحیدی و عرفانی آنها درج شده است. اغلب این کلمات فارسی است و مطالب عربی نیز به فارسی ترجمه شده است. ترتیب آن به ترتیب الفبایی نام عارفان است و در جلد اول برای تیمن و تبرک کلماتی از قرآن کریم و احادیث قدسی و احادیث پیامبر و ائمه (ع) اختصاص دارد و جلد 2 تا 9 به کلمات و حکایت های عارفان و جلد دهم به فهارس کتاب اختصاص دارد . در این کتاب شرح حال و کلمات حدود 3500 عارف با ذکر مصادر نقل ، درج شده است.
بهای پشت جلد دورهء ده حلدی این اثر 65000 تومان درج شده است.
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
امید که جامعه اسلامی و ایرانی ما به همت راد مردان و نخبگان به سوی سر افرازی و امینت و آرامش و اعتلای فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی حرکت کند و سلامتی روان که ارزوی هر انسان ازاده است برای فرد فرد ایرانیان و جهانیان فراهم آید.
الان جامعه ما دارد برای روز قدس آماده می شود روزی که خشم مظلومان بر ظالمان فرو می ریزد و اختصاص ایم روز به مظلومان فلسطین به دلیل نماد مظلومیت بودن آنهاست که چندین دهه حق آنها غصب شده و از حداقل حقوق انسانی بی بهره هستند والا روز قدس فریادی است علیه هر ستمگری در هر کجای دنیا . زیرا که مولای متقیان فرموده که دشمن ظالمان باشید و یاور مظلومان از مردم ازادی خواه و دین باور انتظار است که با شرکت پرشکوه در این مراسم ملی و مذهبی وحدت و همدلی را بین خود تقویت نموده و از طلم و ستمگری و غصب و غاصبان به خصوص اسرائیل و آمربکا و انگلیس و شرق زالو صفت که نه آیین دینی دارد و نه اخلاق انسانی بی زاری بجوید به نظر نگارنده تاکید بر شعار اصلی و اولیه انقلاب یعنی نه شرقی و نه غربی در روز قدس باید هرچه رساتر اعلام گردد .
به امید رهایی مظلومان از چنگال ظالمان و ازادی قدس شریف .
پنجمین ویژگی متقیان یقین به آخرت هست که در آیه چهار سوره بقره بیان شده است (و بالاخره هم یوقنون) مطلب قابل توجه اینکه در باره غیب از کلمه ایمان استفاده شده اما در بارهء آخرت از کلمه (یوقنون) استفاده شده است. علت این امر می تواند این باشد که ایمان به غیب که در راس آنها ایمان به خداست هنگامی در زندگی انسان نقش ایفا می کند که شخص یقین به آخرت پیدا کند و اینکه عملکرد او در آخرت ارزیابی خواهد شد . به همین دلیل نقس آخرت در زندگی یک متدین بیش از نقش غیب است و یقین به آخرت است که انسان را به توحید و قبول دعوت پیامبران رهنمون میسازد و اگر این باور خدشه بردارد دیگر ایمان به غیب و حتی اقامه نماز و انفاق نیز مفید نخواهد شد به همین دلیل از باور به آخرت به یقین به آخرت عنوان شده است و متقیان کسانی هستند که به آخرت یقین دارند. و در حقیقت می خواهد علت ایمان به غیب و اقامه نماز و انفاق اموال را همین ایقان به آخرت معرفی کند.
قرآن کتابی تردید ناپذیر نیست
اولین آیه از سوره بقره می گوید ذلک الکتاب لاریب فیه این کتابی است که شکی در آن نیست. شک نداشتن در یک کتاب به دو معنا است، اول آنکه یعنی کسی در آن شکی و تردید ندارد و شک نمی کند . این معنا قطعا درست نیست زیرا عده ای زیادی از مسلمان و غیر مسلمان در قرآن شک می کنند.
دوم انکه یعنی مطالب مطرح شده در این کتاب قابل شک و تردید نیست . و بنابر این معنی این آیه چنین می شود که : قوانین و واقعیت های بیان شده در آن کتاب قابل تردید و شک نیستند و بدون چون و چرا اجرا خواهند شد.
امام سجاد (ع)ماه مبارك رمضان را عيد اولياء الله مى داند .از ايشان در صحيفه سجاديه درباره مقام دعا و وداع ماه مبارك رمضان دعايى وجود دارد كه در مـقــدمــه اش حــضــرت كـلــيــات نعمت هاى الهـى را مى شمارد و اينكـه بخشش هـاى خداى سبحان ابتـدايـى است و نـه از روى استحقاق ، سـپـس مــى فــرمـايـد :يــكــى از بــهــتــريــن بخشـش هـاى خـداوند سبحـان ، مـاه مبارك رمضـان و روزه اين ماه اسـت . شاعر مى گويد : عارفان هر دمى دو عيد كنند عنكبوتان مگس قديد كنند كار عنكبوت آن اسـت كه بتند و با اين تارها مگس را صيد كرده ، قديد و قورمـه درست كـند؛ يعـنى گوشـت درست كند تا خشك شود .او كارش غـيـر از ذخــيـره كـردن چـيـز ديـگــرى نيست ، اما عارف در هر دم و هر نفس دو عـيــد دارد؛ چـنــان كـه ســعـدى مى گويـد :هر نفسـى كه فرو مى رود ممدحيات است و چون برمى آ يد مفرح ذات ، پـس در هر نـفسـى دو نعـمت موجـود است و بر هر نـعمتى شـكرى واجب .
لذا عارف در هر دم دو" عيد "دارد و بهترين دمى كه انـسـان دارد، در ماه مبارك رمضان است كه » انفاسكم فيـه تسبيح «نفس كشيدن در اين ماه » سبوح قدوس «گفتن است . اين كه در آخر ماه مبارك رمضـان عيد فطر مـى گـيـرند، بـراى آنست كـه جايزه هاى يك ماه را به ما مى دهند كه در حقيقت محصول ماه مبارك رمضان است ؛ ضـيـافـت الله، لـقـاء الله را بـه دنبال دارد، پس عظمت از آن ماه شوال نيست ، بلكه عظمت از آن ماه مبارك رمضان است كه نتيجه يك ماهـه را در روز عيد مى دهند . روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم كه دهم حاصل سى روزه و ساغر گيرم امام سجاد (ع)مى فرمايند :خدايا نعمت هاى فـراوانى به ما دادى ، يكـى «ماه رمضان » از برجسته ترين نعمت ها و يكى از بهترين فضيلت ها » روزه «اين ماه است كه نصيب ما كـردى ، و هيچ زمانـى بـه عـظـمـت زمان مـاه رمـضـان نيست .
گذشته از آنكه شب قدر را در آن قراردادى ، اين ماه را ظرف نزول قرآن كريم قراردادى كه چنين فيضى در ايـن ماه نازل شده است . اگر كسـى بـا قـرآن باشد، هـمـراه قـرآن بـالا مــى رود و ايـن را بـر مـلــت مسلمان منت نهادى زيرا ملتهاى ديگر در ماه رمضـان روزه نمى گيـرند و ايـن نـعـمـت را مـخـصــوص مـسـلـمـانــان نمـودى .وداع براى كسى است كـه بـا ماه مبارك رمضان مانوس بوده و اين ماه دوست او باشد و گرنه آن كس كه با اين مـاه نـبـوده ، وداعـى نـدارد .انسـان از دوستش و يا كسى كه مدتى با او مانوس بود، خداحافظى مى كنـد؛ كـسـى كـه اصلا نمى داند چه وقت ماه مبارك آمد و چه وقت سپـرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، وداعى ندارد . امام سجاد (ع)آخر ماه مبارك كه مى شد، با سوز و گداز دعا مى خواند و مـى فـرمود :مـاه رمضـان در بـيـن مـا اقامت داشت و جاى حمد و ثنا بود، زيرا به همـراه خود رحمت آورد و رفيـق بـسـيـار خـوبـى بــراى مـا بــود، مـا در صحبت و همـراهى با او بـه فضايل و نعمت هايى رسيديم ، دوستى بود كه به همـراهش رحمت و مغـفـرت و بـركت آورد .
بدين ترتيب بايد گفت ، سودى كه در اين مـاه بـرده ايم ، هيچ تـاجـرى در هيچ گـوشه دنيا نـبـرده و هيچ كـس در سـراسر عـالـم به انـدازه ما از ايـن مـاه استفاده نكـرده است ، انسان مسافـرى است كه سفرى ابدى در پيش دارد، ره توشه آن سفر ابد را بايد همين چند روزه تهيه كند، در اين ماه درهاى آسمان بر روى مؤمن باز مى شود و مؤمن مى تواند با وارستگى ، به باطن عالم راه پيدا كند و اگر بـهـتـريـن فـرصت ، مـاه مـبـارك رمضان است ، پس بهترين سود را مـاه رمضان و اهلش دارند . بـراى گــروهـى آغـاز سـال ، اول فـرورديـن اسـت .يــك نــوجـوان اول فـروردين تلاش مى كنـد تـا بـراى خـود لباس نو تهيه كند .
درختـهـا اول سالـشـان فـرورديـن است كه لـبـاس هـاى نـو و تـازه در بـر مى كنند .اول سال كشاورز پاييز است كه درآمد مـزرعـه را حساب مى كـنـد . تاجر و صنعتگر هم ، هر كدام فرصت ديگـرى را بـه عـنـوان اول سال تعـيـيـن مـى كـنـنـد، مـرحـوم سـيـدبـن طـاوس مى گويد : اهل سير و سلوك اول سالشان ماه رمـضـان اسـت ، حـسـاب هـا را از ماه مبارك تا ماه مبارك بعد بررسى مى كنند كه ماه مبارك گذشته چه درجه اى داشته و امسال در چه درجه اى هستند، چقدر مطلب فهميده و چه مساله هايى بـراى آنهـا حل شده است .چقـدر در بـرابر گناه قـدرت تمكن داشتـه و چـقـدر در برابر دشمن قـدرت تصمـيـم دارد .
ماه مـبـارك بــراى سـالـكـان الـى الله مــاه محاسبه است ؛ از اين رو امام سجـاد فرمـوده است :هيچ كسـى در سـراسـر عالم بـه انـدازه ما در اين مـاه استفـاده نكرد . سيدالساجدين مـى فـرمايند :اين ماه بعد از آنكه پايانش فرا رسيد، از ما مـفـارقت و هـجـرت كـرد و مـا را تنـهـا گذاشته و ما هم اكنون با ماه خدا وداع مــى كــنـــيـــم ؛ چـــه وداعـــى ، وداع تشريفاتى ، نـه وداع بـا دوست عزيزى كه مفارقتش براى ما توان فرساست !آن كس كه اهل معنا بـود، خيـرش در اين ماه بيشتر شد و آن كس كه گرفتار گناه بود، از گناهش كاسته شد، ما كسى را وداع مى كنيم كه رفتنش بـراى ما بسيار گران و سخت اسـت و مـا را غمگـيـن مـى كـنـد، مـاهـى كـه شــب و روزش رحمت بود .
گفته اند :پس از عـيـد فـطـرشش روز از اول ماه شوال را به عنـوان بدرقه روزه بگيريـد، زيـرا اگر كسـى دوست عزيزى را بخواهد بدرقه كند، چند قدم را همراه او مى رود . هـمـچــنــيــن امــام ســجــاد (ع) مى فرمايد :دل ها در اين ماه نرم و رقيق و گناه در اين ماه كم است . سلام بر تـو اى رفيقى كـه كـمـك كردى تا ما بر شيطان مسلـط شـويـم . بـراستى انسان در اين مـاه بـر شـيـطـان مسلط مى شود و به خاطرات شيطانى گوش فرا نمى دهد تو براى ما مصاحب خوبى بودى ، كه ما توانستيم بر شيطان پيروز شويم .
سـلام بـر تـو اى مـاه چـه بـسـيـار بندهايى را كه خدا در زمان تو آزاد كرده است .خدا آنـان را كه گـرفتار آتـش و رذايل اخلاقى بودند، از اين بندها آزاد كرده و چه نعمتى بهتر از آزادى است ؟ نعمتى بـالاتـر از آزادى و آزادگى نيـسـت كـه انـسـان گـرفتـار شـهـوت و غضب و برده هوى نباشـد و زمامش را به دست هوس نسپارد . سلام بر تو اى ماه كه محـوكننـده گناهان هستى ! سلام بر تو اى ماه كـه بـراى افراد تبهكار بسيار طولانى هستى ! سلام بر تو اى ماه كه در دلـهـاى مؤمنان با نوعى هيبت و جلال و شكوه تلقى مى شوى ! سلام بـر تـو اى مـاهـى كـه هـيـچ ماهى بـا تـو تـوان مسابـقـه و رقابـت را ندارد ! سلام بر تو كه در ايـن مـدتـى كـه مهمـان مـا بـودى يا ما در خـدمـت تـو بـوديـم ، هـيــچ رنـجـى نـديـديــم ، از مصاحبت بـا تـو خـسـتـه نشديـم ، در حـضـورت لذت بـرديـم و تـو مـهـمـان خوبى براى ما بودى ! سلام بر تو اى ماه گرامى كه بركت آوردى ، ما را شستشـو دادى و رفتـى ! اگر بعدهـا آلـوده شديم به دست خـود آلوده شده ايـم و گـرنه تو مـا را تطهـيـر كــردى و اكـنــون احـسـاس ســبــكــى مى كنيم !
سـلام بـر تـو كـه پـس از يـكـمــاه مهمانى در هنـگـام تـوديع ما احسـاس خستگى نكرديم ! سلام بـر تـو كـه قـبـل از آمـدنـت انتـظـارت را داشتـيـم ؛ اكـنـون هـم كـه مى خواهى بروى ما را غمگين كرده اى ! سلام بر مهمـان گـرانقدرى كه بـه بركت تو، خدا بسيارى از بلاها را از ما برداشت ! سلام بر تو اى ماه ، سلام بـر تـو وليله القدر تو، آن شبى كه از هزار ماه ، تقريبا هشتاد سال بالاتر است ! سلام بر تو اى مـاهـى كـه ديـروز حريص بوديم كه بيايى و فردا هم بسيار مشتاق هستيم كه تو را زيارت كنيم ! سلام بر تو و فضيلت تو، سـلام بر تو و بركات تو كه دريغا امروز از آن فضيلت محروم شديم ! آنگاه حضرت در ادامه به خداوند عرض مى كند :خدايـا تـو آن تـوفيق را دادى كـه مـا اهـل ايـن مـاه بـاشــيــم ؛ درحالى كه عده اى از فضيلت اين مـاه محـروم شدند .پـروردگارا تو مـولى و سرپرست مايى و در پـرتو تـوفيق تو بـه روزه و نماز آن با اعتراف به تقصير نايل آمديم و اندكى از وظاي را ادا كرديم .
عمر مـا را تا ماه مبـارك آينـده طـولانى بفرما و هنگامى كـه مـا را به سال آينده رساندى ، كمك كن تا آنـچـه در خـور توست ، عبادت كرده و آنچه را سزاوار توست طاعت كنيم . پروردگارا هجران ماه مبارك را كه مصيبت ماست ، بـراى ما در روز عيد فطر با بركت جبران فرما
بی مناسبت نیست که عارف شوریده شمس تبریزی بعد از جهانگردی و دیدن شهر ها و مناطق گوناگون آخر عمر در این منطقه رحل اقامت افکنده و شاه اسماعیل صفوی این منطقه را به عنوان پایتخت ییلاقی خود انتخاب کرده بود.
ای شمس تبریزی بخواب آرام در دارلصفا
کز قبر پر نورت بود عالم صفا اندر صفا
نام تو در عالم فکند شور و طرب و عشق و فنا
خاکستر عشق تو شد چون کیمیا در دار الصفا
والسلام
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم زمهرورزان رسم و وفا بیاموز
گفتا زخوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شبروست او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کوبنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سرآید
اما امروز بعد از صد سال از مشروطیت هنوز آرمانهای تحقق نا یافته مشروطیت در این سرزمین زیاد هست. هنوز ایران و ایرانی حسرت رشد و پیشرفت فرنگ را دارد حسرت رفاه و توسعه مدنی اروپا را به دل دارد هنوز وقتی کسی از سفر خارجی (فرقی نمی کند از سفر فرنگ یا از کشوری شرقی ) بر می گردد در مقایسه رشد و توسعه مدنی آن جوامع با جامعه ایرانی احساس خوبی ندارد . علت همه اینها در چیست ؟ چرا ما در این صد سال با این همه فرهنگ غنی و دیانت اسلامی حتی نتوانستیم به پای کشوری مثل هند و چین برسیم؟ چرا هنوز جوان این کشور برای ترقی تحصیلی باید چشم به دانشگاههای اروپا داشته باشد. در همسایگی ما کشورهایی که زمانی ایران برای آنها شهر ارزوها بود از ما جلو زده اند نمونه اش همین ترکیه در همسایگی خودمون. که اخیرا دینداری و توسعه مدنی در آنها به حد قابل توجهی رشد داشته است.
اما نهضت مشروطه هنوز بعد از صد سال نتوانسته به اهداف مجاهدان خود مانند سید محمد طباطبایی دست پیدا کند. و هنوز آن اشکالاتی که ناظم الاسلام در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان متذکر شده در جامعه به چشم می خورد به نظر شما علت آن چیست؟
اینجانب در گذشت 168 سرنشین پرواز تهران ایراوان هواپیمای توپلف روسی را برای هموطنان تسلیت عرض میگویم و برای آنها از خدای تعالی علو درجات و برای بازماندگانشان صبر جمیل و اجر جمیل خواستارم.
مشئولین عزیز باید دقت کنند که این چندمین هواپیمای توپولف روسی که این چنین سقوط می کند
رجب طيب اردوغان، نخستوزير تركيه جداي از آنكه كراوات ميزند، هرگز نه ادعاي رهبري جهان اسلام را داشته، نه خود را مدافع حقوق محرومان و ضعفا در دنيا اعلام كرده، نه گفته كه ميخواهد در برابر نظام سلطه بايستد، نه اعلام كرده كه سازمان ملل، شوراي امنيت و آژانس بينالمللي هستهاي را به رسميت نميشناسد و نه براي خانم محجبه مصري كه در آلمان به قتل ميرسد تشييعجنازه سمبليك به راه انداخته. معالذالك آنقدر در سياست خارجياش عزت دارد كه براي بيش از يكصد مسلماني كه در چين به دست نيروهاي چيني كشته شدند و صدها نفر ديگر، كه در ناآراميهاي اخير آن كشور بازداشت شدهاند، به رهبر چين اعتراض كرد و برخورد با مسلمانان در آن كشور را نسلكشي خواند. او آنطور براي مسلمانان ديگر مرام داشت كه به روسها نيز در قبال كشتار مسلمانان چچن اعتراض كند.
يقينا بسياري از مسلمانان جهان از «برخورد دوگانه» مسوولان ايران در قبال پايمال شدن حقوق مسلمين در دنيا درشگفتاند. در حالي كه ما در قبال قتلعام 184 مسلمان چيني سكوت كامل ميكنيم، كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده، همزمان با آن وقتي يك شهروند آلماني به يك شهروند ديگر كه مسلمان هست و محجبه حمله كرده و او را به قتل ميرساند ما تشييعجنازه سمبليك راه مياندازيم. غرب و شرق، شمال و جنوب و صدر و ذيل بشريت را به زير سوال برده و آن را محكوم ميكنيم. يا در خصوص موضعگيري رئيسجمهور فرانسه در قبال مساله حجاب زنان مسلمان در آن كشور يقه چاك كرده و دستار ميدريم، در عين حال نسلكشي، شكنجه سازمانيافته، بازداشت گسترده و از بين رفتن يك ملت مسلمان به نام چچن را اساسا نميبينيم.
يكي از انتقادات جدي ما ظرف 30 سال گذشته همواره آن بوده كه غربيها در مورد حمايت و طرفداري از حقوقبشر دروغ ميگويند. آنان به هيچ روي صداقتي در مورد حقوقبشر ندارند. حقوقبشر در دست قدرتهاي غربي يك سلاح سياسي بيش نيست. آنان وقتي حقوقبشر در ايران نقض ميشود (كه البته اين ادعاي غربيهاست و حقوقبشر هيچوقت در ايران نقض نشده و نخواهد شد) بلافاصله واكنش نشان داده و فرياد «وا حقوقبشرا» سر ميدهند. اما زماني كه اين حقوق در كشور متحد و طرفدار آنان نقض ميشود سكوت كرده و دم برنميآورند. اگرچه كه در عالم واقعيت چنين نيست و سازمانهاي مدافع حقوقبشر اساسا نهادهاي مستقلي در غرب هستند و ربطي به دولتهاي غربي ندارند اما حتي اگر فرض بگيريم كه چنين است و اين انتقاد ما به غربيها كه آنان در مورد حقوقبشر استانداردهاي دوگانه دارند، تازه ميرسيم به موضعگيري ما در قبال پايمال شدن حقوق مسلمين در دنيا. اتفاقا ما نيز در مورد دفاع از حقوق مسلمانان در دنيا دقيقا استانداردهاي دوگانه داريم. مهم نيست كه آيا حقوق مسلمانان پايمال شده است يا نه، مهم آن است كه اين حقوق در كدام كشور پايمال شده، به عبارت ديگر پايمالكننده حقوق مسلمين و آزار دهنده مسلمين چه كسي است. اگر پايمالكننده دوست و متحد ما باشد، يا به هر حال كشوري باشد كه ما به واسطه رعايت اصل عزت در سياستخارجيمان به آن وابسته هستيم و خيلي نميتوانيم «مستقل» عمل كنيم در آن صورت اصلا، به روي خودمان نميآوريم كه چه بر سر مسلمانان آن منطقه دارد ميرود. همانطور كه بهزعم ما غربيها در زمينه نقض حقوقبشر در كشورهاي همپيمان و متحدشان سكوت كرده و خيلي به روي خودشان نميآورند. اما اگر اين نقض در كشورهاي دشمن و مخالفمان صورت گيرد، آنوقت همه سراپا خشم و غضب ميشوند و با تمام وجود در مقام داد و فرياد براي احقاق حق مسلمين به پا ميخيزند. آلمان كشور مخالف ماست بالاخص با توجه به انتقادات صريح و علني خانم مركل به دولت ايران پس از انتخابات اخير. اگر در آن كشور يك شهروند نژادپرست كه از مسلمانان و حجاب آنان متنفر است به يك خانم مسلمان حمله كند، از نظر ما مصداق كامل تجاوز به حقوق مسلمانان و حكايت از دروغ و فريب حكومت آلمان در مورد دفاع از حقوقبشر است. خيلي هم به اصل موضوع كاري نداريم كه عملكرد يك شهروند چه دخلي به حكومت آلمان دارد. از ديد ما عمل يك شهروند آلماني مصداق نقض حقوقبشر از سوي حكومت و دولتمردان آلمان است ولي كشتار 184 مسلمان چيني از سوي ماموران رسمي حكومت چين، مصداق عمل خلاف حكومت چين نيست. سوال اساسي آن است كه در اعمال اين سياست دوگانه در دفاع از مسلمانان جهان، ما به راستي هدفمان مجاب كردن كيست؟ مردم خودمان يا مسلمانان جهان؟منبع روزنامه اعتماد ملي.
امید که متفکران و مسئولان و صاحب نظران جامعه دور هم گرد آیند و برای حل این معضلات طرحی در اندازند و همه آنها برای خدمت به اسلام و ایران تفاهم و همدلی را پیش گیرند و اعتلای جامعه و ایران زمین را رقم زنند. و بدانند اگر دل درد مندی بر اثر سوء تدیبر یا رفتار مسئولی بدرد آید بیم آن می رود که آه مظلوم شرری بر انگیزد و خانمان و اساس جامعه ای را از بنیان بر کند زیرا امام زین العابدین (ع) می فرماید:
آخرین وصیتی که از پدرم شنیدم که آخرین وصیتی بود که او نیز از پدرش شنیده بود این است که :
پسرم بر حذر باش از ستم بر کسی که غیر خدا یار و یاوری ندارد .
والسلام
بمنه و کرمه و لطفه انه علی کل شی قدیر
نقل از سایت تابناک
علی کیست؟ طوایف و فرقه های زیادی از علی (ع) دم زده و خود را مدعی پیروی از آن حضرت میدانند ولی به نظر می رسد ملاک اصلی ارزیابی ادعای این افراد و گروهها ارزیابی عمکلرد آنها با عملکرد علی (ع) می باشد که با این ارزیابی خیلی از ادعاها تکلیفش مشخص می شود.
علی (ع) مردی زاهد و بی اعتنا به دنیا بود این مسئله در گفتارهای متعددی که از آن حضرت نقل شده نمایان و واضح است . آن حضرت یاران خود را از غرق شدن در لذایذ دنیوی بر حذر می داشت نمونه آن نامه اش به عثمان بن حنیف استاندار آن حضرت در بصره و اعتراض آن حضرت به خرید خانه مجللی از سوی یکی از یارانش هویدا هست. در سیره خود آن حضرت هم در رفتارهای شخصی و زندگی خانوادگی زهد یکی از مشخصه های زندگی آن حضرت بوده است.
معنای زهد در نظر علی (ع) دست کشیدن از کار و تلاش نبود بلکه آن حضرت انسانی پر تلاش بود و درآمد حاصله از کار و تلاش خود را برای رفع مشکلات فقیران و کارهای عام المنفعه در جامه می نمود.
حال باید دید کسانی که خود را پیرو آن حضرت معرفی میکنند آیا در زندگی آنها زهد به عنوان یک ملاک زندگی جلوه گر می باشد یانه . مسابقه در داشتن خانه های مجلل و ماشین های رنگارنگ و مدل بالا و گستردن سفره های رنگارنگ که در آنها فقیران جایگاهی ندارند و فراموش نمودن درد و رنج محرومان آیا می تواند خصیصه یک پیرو صادق علی (ع) باشد.
علی با درد محرومان آشنا بود محرومان علی را یا و غمخوار خود می دانستند .
علی برای هموار کردن راه حاکمیت خود از هیچ ابراز غیر شرعی استفاده نکرد. او ضمن آنکه در حاکمیت خود لحظه ای حضور معاویه را تحمل نکرد ایجاد محدودیت برای مخالفان خود از جمله طلحه و زبیر را قبل ار انکه با او وارد جنگ بشوند روا ندانست هر جند در هر دو مورد تحت فشار دوستان و یاران نزدیک خود بود.
بحث از فضائل انسانی علی (ع) در صدها کتاب نمی گنجد آنچه بیان شد محض تبرک این تار نما با یاد آن حضرت بود.
والسلام
در گزارش این اخبار سعی می شود تمام مسافرت های خارجی مسئولان کشور موفقیت آمیز گزارش شود تاکنون موردی را سراغ ندارم که صدا و سیمای ما مسافرت مسئولی را ناموفق گزارش کند در صورتی که طبیعت روابط خارجی این است که برخی مسافرتها موفق و برخی ناموفق باشد.
یا وقتی با کشوری روابط حسنه داریم سعی می ظلم و جنایتی که از سوی آن کشور نسبت به دیگران انجام می شود اصلا یا گزارش نشود یا به صورتی که چهره جنایت در آن نمایان نشود گزارش می شود نمونه آن حمله روسیه به گرجستان یا کشتار مردم چچن است که در رسانه های ما به خوبی گزارش نشد.
در رخداد های داخلی نیز وضعیت ما مطلوب نیست در عید امسال سیلی در قم جاری شد و تلفات جانی و مالی قابل توجهی به بار آورد در سیمای قم تصویر روشنی و خبر دقیقی از این واقعه طبیعی گزارش نشد تا مباد دامن مسئولی به بی توجهی به امورات مردم آلوده نگردد.
ولی این هزاره که با انقلاب الکترونیک شروع گردیده و امواج اطلاع رسانی در جهان حصارهای سانسور را در هم شکسته ، ارباب رسانه در کشور ما که تاکنون بدون رقیب آنچنان که می خواستند افکار عمومی کشور را شکل میدادند دچار هراس کرده است. زیرا اخباری را که به نظر آنها مردم نباید بشنوند زودتر از آنها به مردم منتقل می گردد. گوشی همراه، اینترنت، ماهوراه این طلسم خبری و اطلاعاتی که آنها سی سال به دور خود تنیده اند را می شکند. ولی دریغ از هوشیاری ارباب رسانه کشور ما ، به جای اینکه به اصلاح ساختارها و تقویت محتوایی و کیفیتی رسانه های داخلی پرداخته و اعتماد جامعه را جلب نموده و ناقد بصیری نسبت به عملکرد مسئولان باشند تمام هم و غم آنها در متوقف کردن یا صد امواج اطلاعاتی جهانی صرف می گردد. البته توجیه آنها تهدید قرار گرفتن فرهنگ و دیانت مردم از سوی این امواج است ولی سوال اینجاست ایا این پاسخ نمی تواند محدودیت های اطلاعاتی ایجاد شده بر ارباب فکر در داخل و رسانه های مستقل خبری داخلی را توجیه کند به طوری که اهداف محدودیت های ایجاد شده متوجه ایجاد مصونیت برای عملکرد تعدادی از مسئولین گردیده تا از نقد در امان بمانند .
متاسفانه بیشترین اسیب را به جامعه ما بعد از انتخابات همین محدودیت خبری ایجاد کرد . در طی مدت بیست روز تمامی ارباب رسانه علیه معترضان به عملکرد شورای نگهبان و وزارت کشور گفتند و نوشتند و تهمت زدند. ولی دریغ از یک ساعت فرصت به این معترضان تا اینکه از خود دفاع کنند یا نظرات خود را بیان نمایند .
با این وضیعت چه تضمینی وجود دارد تا مردم همچنان در انتخابات بعدی شرکت کنند . امری که به وضوح در گفتار و رفتار رای دهندگان به همه کاندیداها در جامعه محسوس است این مسئله موجب شده که نه کسانی که نامزد آنها پیروز شده خوشحال باشند و نه کسانی که نامزدشان رای نیاورده از وضعیت راضی باشند . علت این امر هم عدم توجه ارباب رسانه به عواطف و احساسات احتماعی است.